درباره یوگا

یوگا در فراسوی خرد

خرد و یوگا
خرد و یوگا

 

شما اگربدنبال درمان هستید و یا چنانچه بدنبال آرامش باشید درهرحال یک جوینده هستید و واقعیت اینست که مادرتمامی عرصه های زندگی حقیقتا یک جوینده هستیم و آنچه به دنبال آن هستیم متاعی ست بنام حقیقت .

البته گفتن این مطلب با توجه به عصری که درآن زندگی می کنیم و خیل مطالب و موضوعات مختلف چه در عرصه دنیای مجازی و چه دردنیای کتاب و روزنامه ها و وسایل ارتباط جمعی خیلی عجیب نخواهد بود ، چرا که درخیلی از موارد آنچه را ما بعنوان موضوعی واحد بدنبال آن هستیم  در تضاد با یکدیگر خواهیم یافت و این موضوع کارما را برای جستجو بسیار مشکل و بعضا ناممکن می سازد.

درواقع می توان گفت هردو موضوع درمان و آرامش ازیک جنس هستند و وقتی ما از نداشتن آرامش درخودمان صحبت می کنیم به نوعی بر لزوم انجام کار درمان تاکید داریم و شاید این تنها کیفیت وشکل موضوع ست که این دو را ازهم جدا می کند .

شاخه ای از روش های مبتنی برعلم ورزش ، حرکات و ورزش یوگاست . یوگا بعنوان باقدمت ترین روش در سیر تکامل روحی وکسب آرامش وسلامت جسمی پیشنه ای چند هزارساله دارد . یوگا در هندوستان زمانی ابداع شد که افراط و تفریط و باورهای جمعی و روش ها و فلسفه های گوناگون به اوج خود رسیده بود . یوگی ها دراصل  افرادی خردمند بودند و اعتقاد داشتند که باانجام فنون جسمی و فکری یوگا فرد ازقالب نگرشهای و قضاوت های شخصی واحساسی و باورها و تعصب های فردی رها شده , مسائل و رویدادها را همان طور که هستند و واقعیت دارند درک می کند . به طور کلی کسی که دراین راه تجربه و تمرین دارد این تعادل درتمام ابعاد زندگی او باید آشکار باشد ، مثلا درکارکردن , معاشرت , غذا خوردن , خوابیدن , حرف زدن ……..واین خصوصیات درنهایت ، نوعی توازن دراحساسات و رفتار واندیشه خواهد بود که  به کسب آرامش و سلامت روحی و جسمی می انجامد .

ازاینرو یوگا به معنای دانش  انسان است . یوگا به سادگی دین نیست , کل دانش بشر است  . یوگا دانش فرا رفتن از آشفتگی ست , دانش آگاهی خود را کامل کردن و شما تنها زمانی کامل می شوید که از بخشها فراتر روید . بنابراین یوگا نه دین است نه دانش هردو ست یا به زبانی دیگر ازهردو فراتر می رود و برای همین است که هرکس با هر دینی که دارد می تواند ازیوگا بهره ببرد , یوگا می تواند هرکسی با هر اندیشه ای را یاری دهد .

البته می بایست دررابطه با یوگا با عقل و خرد خود پیش بروید اما تنها برای اینکه به پهنه ی چیزهایی که با خرد جور درنمی آیند پرش کنید . زیرا چیزی که می توانید درکش کنید ( چیز بخردانه ) نمی تواند سرچشمه ی چیزهای دیگر باشد , چرا که حد و مرز دارد . سرچشمه می بایست از شما بزرگتر باشد , سرچشمه ای که شما و هرچیز دیگر و همه ی گیتی از آن آمده است و بار دیگربه آن  بازمیگردد .

یوگا پا فشاری نمی کند که انسان بایست خردگرا باشد بلکه تنها به ما یادآوری می کند که عقل و خرد جایی پایان می پذیرد و انسان باید بجایی برسد که درآن نابخردی را احساس کرده و مرزها وتنگناهای خرد را درک کند . همه ما این مرزها وتنگناها را درزندگی خود تجربه نموده ایم ، لحظاتی که چهارچوبهای عقل و خرد در انتخاب و یا احساس ما را یاری نمی کنند و درآن دیگر نقشی ندارندو در واقع شما خود را درمرز یک پایان می یابید ، پایانی که آغاز یک راز و دنیایی ست بنام فراسو .

اما شما تنها از مرز خرد ونه پیش از آن است که می توانید به سرچشمه ی رازها بپرید ، شما تنها زمانی می توانید بپرید که خرد را تا نهایت منطقی اش کش داده باشید , به نقطه ای که خرد نمی تواند از آن فراتر رود و فراسو همچنان دربرابرتان است .

شما دراین حالت  همه ی چیزی راکه خرد می تواند دریابد دریافته اید . وحالا به چیزی برخورد کرده اید که خرد نمی تواند درکش کند و اگربخواهید بپرید می بایست خرد را پشت سر بگذارید , نمی توانید با خود خرد پرش انجام دهید , ایمان همین است . ایمان ضد خرد نیست , فراتر از آن است . ایمان ضد منطق نیست , غیر منطقی است .

یوگا روش آوردن شما به سرحد خرد است و نه تنها روشی برای به مرز کشاندن شما بلکه همچنین یک روش پریدن است .

ازاین روی می توان گفت که امروزه فنون و روش های یوگا و قوانین مربوط به آن درجهت رسیدن به سلامت کامل که شامل سلامت جسم , احساسات و ذهن می شود مورد استفاده مردم سراسر دنیا قرار گرفته و هر روز توجه عده ی بیشتری به این سمت و این سبک جلب می شود . 

برای مطالعه بیشتر کلیک کنید .